بتپرست پرسید: «آیا راهی به سوی شناختِ "باطن" وجود دارد؟»
مسلمان پاسخ داد: «آنچه بر تو واجب است، این است که "ظاهر" را بشناسی و معرفتِ او را از طریقِ "وجود" و "اثبات" محقق سازی. اما "باطن"، غایبی است که دیدگان او را نمیبینند و گمانها به او راه نمییابند.
پس هرگاه تو ظاهر را شناختی و به آن یقین پیدا کردی و به آنچه از معجزات، قدرتهای خیرهکننده و حکمتهای روشن آشکار ساخته، ایمان آوردی و در عین حال داشتنِ پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، خویشاوند، پسر و دختر را از او نفی کردی، در آن صورت "غیبِ" او را شناختهای و از کسانی خواهی بود که خداوند تبارک و تعالی در کتابش از آنان یاد کرده و فرموده است: «آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میدارند.» (سوره بقره، آیه ۳)
وَقَدْ رُوِيَ عَنِ الْعَالِمِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: مَنْ عَرَفَ الله فِي غَيْبِهِ كَانَ يَتَصَوَّرُ كَالْعَارِفِ بِهِ فِي صُورَةِ ظُهُورِهِ.
و از عالِم -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: «هر کس خداوند را در غیبش (نهان بودنش) بشناسد، مقام و منزلت او همچون کسی تصور میشود که او را در صورتِ ظهورش شناخته است.»




