پس امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- بر آنان سلام کرد و آنان جواب سلامش را دادند. آن همراهان به ایشان گفتند: «میبینیم که تو را شناختند و پاسخت را دادند!» ایشان فرمود: «بله.» گفتند: «میخواهیم علت این مطلب را بدانیم.» پس ایشان رو به اصحاب کهف فرمود: «چرا پاسخ این قوم را ندادید؟» گفتند: «به ما فرمان داده شده است که جز با پیامبر یا وصیِ پیامبر سخن نگوییم؛ و تویی اول و آخر و ظاهر و باطن، و تو به هر چیزی دانایی.
وَرُوِيَ عَنْهُ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ لَمَّا خَاطَبَ الشَّمْسَ أَنَّهَا قَالَتْ لَهُ: سُبْحَانَكَ يَا أَوَّلُ یَا آخِرُ یا ظَاهِرُ یا بَاطِنُ يَا مَنْ أَنْتَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ وَعَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
و نیز از ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که هنگامی که خورشید را مخاطب قرار داد، خورشید به ایشان گفت: «منزهی تو ای اول، ای آخر، ای ظاهر، ای باطن؛ ای کسی که تو به هر چیزی دانا و بر هر چیزی توانایی.»
وَرُوِيَ عَنْ رَسُولِ الله -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ لَمَّا أَعْطَى الرَّايَةَ لِعَلِيٍّ -عَزَّ عَزُّهُ- قَالَ: أَنْتَ يَا عَلِيُّ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَأَنْتَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ وَعَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
و از رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- روایت شده است که وقتی پرچم را به علی -عَزَّ عَزُّهُ- داد، فرمود: «ای علی! تویی اول و آخر و ظاهر و باطن، و تو به هر چیزی دانا و بر هر چیزی توانایی.»




