مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه جـوهـره طالـقـانـیـه - محـمـد بن حسـن بن اللیث طـرابلـسی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 13 من 478

گفتم: «ای سرور من، پس چرا هنگامی که به دیدارم می‌آمدی، خود را به من معرفی نکردی در حالی که می‌دانستی تشنه‌ی دیدار تو هستم؟»

به من گفت: «اگر نامم را به تو می‌گفتم، در کار من چه می‌خواستی بکنی؟»

به او گفتم: «تو را چنان خدمتی می‌کردم که بر چون منی در حقِ چون تویی واجب است.»

فرمود: «آنچه تو در برخورد با من انجام می‌دادی و آن بهجت و سرور و محبتی که بی‌هیچ شناختی به من ابراز می‌داشتی، نزد من از هر حالتی خوشایندتر و دلپذیرتر بود.»

سپس مرا در جایگاه خویش نشاند و بسترم را در کنار بستر خود قرار داد و یکی از فرزندانش را به خدمت من گماشت. چند روز اندکی ماندم، سپس از من خواست که همراهش به مزارع و املاکش بروم. با او همراه شدم؛ مرا در میان املاکی که داشت گرداند و من بیست مِلک را شمردم که کوچک‌ترینِ آن‌ها از تمام دارایی و نعمتی که من در کوفه بر جای گذاشته بودم، بیشتر بود. در هیچ مِلکی نگشتم مگر آنکه دیدم کارگزار و مدیر و وکیل آنجا، کسی نیست جز یکی از برادران ایمانی او.

این موضوع مرا به شگفت آورد؛ پس او گفت: «ای برادر، من هرگز با هیچ عامل و مدیر و وکیلی حسابرسی نکرده‌ام و به حساب و کتابشان ننگریسته‌ام و در تقسیمِ سود

الصفحة 13 من 478