خطا است چون به هر حال آن را محدود به صورت کرده است و دیگر فایدهای در گفتنِ "نه مانند دیگر صورتها" باقی نمیماند.»
بتپرست گفت: «به هر حال او به صورتِ جسمانی دیده شده است، در حالی که تو ذکر کردی که حقیقت او برخلاف این ظواهر است؛ پس ظاهرِ دیدن، مانع از درکِ حقیقتِ آن منظره شده است.»
مسلمان گفت: «خورشید نیز همینگونه است؛ تو آن را میبینی و در دیدنِ آن بر حقی و در مشاهدهاش صادقی؛ اما اگر بخواهی آن را با چشم بصیرتت ببینی و در آن تامل کنی و با ذهنت اندازهاش را بسنجی و با گمان خود به ماهیتش پی ببری، از انجام آن ناتوان میگردی، چرا که مقامش بزرگ و شأنش والاست. تو خورشید را مانند بزرگترین چراغ میبینی، اما اگر در دانشِ مربوط به آن تدبر کنی، میفهمی که خورشید چندین و چند برابرِ آن چیزی است که میبینی و تو توانِ تعیینِ حد و مرز آن را نداری. اگر تو تنها به همین نگاه ظاهری محدود شوی، از رسیدن به درک ماهیت آن ناتوان میمانی؛ و اگر بخواهی در چرخش آن تدبر کنی، باز هم عاجز میشوی، چرا که هر چه در حال چرخش است، دوران و چرخش آن از چند حالت خارج نیست:
چرخش خورشید یا به خودیِ خود است و برای این دوران پایانی است که هرگاه مدارش به انتها برسد، از حرکت باز میایستد؛ در حالی که ما برای دوران آن پایانی




