الْعَرْشِ اسْتَوَيْتُ وَعَلَى المُلْكِ احْتَوَيْتُ وَلِمُوسَى نَاجَيْتُ، وَأَنَا أَهْلَكْتُ عَادًا الأُولَى وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَيْتُ، لَا دَافِعَ لِمَا أَرَدْتُ وَلَا رَادَّ لِمَا قَضَيْتُ.
وَقَوْلُهُ فِي الْكِتَابِ ﴿قُلِ اللهمَّ مَالِكَ المُلْكِ تُؤْتِي المَلِكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ المَلِكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾1
و این آیات با سخنان ایشان در «خطبه بیان» هماهنگ است که فرمود:
«منم غایت و منتهای هر چیز، منم نشانه بزرگتر، منم حجت کبرای الهی؛ منم که خنداندم و گریاندم، و میراندم و زنده کردم، و بینیاز کردم و سرمایه بخشیدم؛ بر عرش استیلا یافتم و بر ملک و هستی احاطه پیدا کردم؛ و من بودم که با موسی راز و نیاز کردم. منم که قوم "عادِ نخستین" و قوم ثمود را هلاک کردم و کسی را باقی نگذاشتم؛ هیچ بازدارندهای برای آنچه اراده کنم و هیچ ردکنندهای برای آنچه مقدر کردهام وجود ندارد.»
و نیز هماهنگ با سخن خداوند در کتاب:
«بگو: بار خدایا! ای مالک ملک و هستی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر که بخواهی فرمانروایی را بازمیستانی؛ و هر که را بخواهی عزت میدهی و هر




