آن بتپرست پرسید: پس از غیبت رسول خدا، چه کسی مردم را به سوی او (خدا) فرا میخواند؟
آن مسلمان گفت: امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به صورت تلویحی و تصریحی مردم را به سوی حقیقت خویش فرا خواند؛ و هیچ خطبهای نبود که ایشان ایراد کند، مگر آنکه در آن سخنی داشت که بر مقام معنوی او دلالت میکرد؛ اینکه او همان ازل اعظم و پروردگار پیشین است؛ و برای این مطلب در قرآن نظیر و دلیلی است که بر آن دلالت میکند.
از جمله آن دلایل در کتاب خدا، این آیات است: «و اینکه پایان همه امور به سوی پروردگار توست؛ و اوست که میخنداند و میگریاند؛ و اوست که میمیراند و زنده میکند؛ و اوست که دو جفت نر و ماده را آفرید، از نطفهای که در رحم ریخته میشود؛ و اینکه پدید آوردنِ عالم دیگر بر عهده اوست؛ و اوست که بینیاز کرد و سرمایه بخشید؛ و اوست پروردگار ستاره شعرای؛ و اوست که قوم "عادِ نخستین" را هلاک کرد، و قوم ثمود را نیز هلاک کرد و کسی را باقی نگذاشت؛ و پیش از آنها قوم نوح را، که آنان ستمکارتر و سرکشتر بودند.» (سوره نجم، آیات ۴۲ تا ۵۲).»
مَعَ قَوْلِهِ -عَزَّ عَزُّهُ- فِي خُطْبَةِ الْبَيَانِ: أَنَا غَايَةُ الْمُنْتَهَى، أَنَا الآيَةُ الْكُبْرَى، أَنَا الْحُجَّةُ الْعُظْمَى، أَنَا أَضْحَكْتُ وَأَبْكَيْتُ وَأَمَتُّ وَأَحْيَيْتُ وَأَغْنَيْتُ وَأَقْنَيْتُ وَعَلَى




