نیکی کند، او را به ده برابرِ آن پاداش میدهم، و بدی را به یکی مانندِ آن.و اما «حسنه»، همان معرفتِ من و معرفتِ فرزندم «حسن» است؛ دومین شخص از آن «سَطرِ مُعَظَّم»1
و از او تا حسن عسکری، ده «مظهر» برای «اِسمِ معظّمِ» من «محمد بن عبدالله» هستند، که اولِ ایشان و آخرِ ایشان، محمد بن الحسن الحجة القائم المهدی المنتظر؛ قائمِ عصر و زمان است.
٣١- رخدادها و احوال جهان پیش از ظهورِ شریف و پس از آن
و او 2 ظاهر نمیشود تا آنکه نشانهها در زمین و در میان سایر مخلوقات آشکار گردد.
و در آخرالزمان، از عجایب و هراسها و شومیِ کردارها پدید آید، و اعمال به پستی گراید ؛ از زشتیها (فواحش)، ستم، تجاوز، دروغ و بهتان.
و برکت کاستی گیرد و رحمت رخت بربندد (بالا رود)، و خیانت بسیار شود و امانتداری اندک گردد، و درختان بسیار شوند اما میوهها کم گردند، و بسیار میکارند و اندک درو میکنند.
پس در آن هنگام، وسواس فزونی یابد، و مردم فاسد شوند، و حیا از میان مردمان رخت بربندد ، و اقوام نافرمانی کنند و حاکمان ستم ورزند، و زمین از جور و تجاوز لبریز گردد،
و مردم دانش و قرآن را ترک گویند، و در طغیان بیفزایند، و فراموشی بر آنان چیره شود. و من بر آن مردم خشم میگیرم، و منم آن «علیِّ دَیّان»
و در آن روز، مرگ ناگهانی و سرکشی رخ دهد، و بیشترشان با شمشیر و نبرد کشته شوند، و نیستی در میانشان بسیار گردد، و از دنیایشان به آرزویی نرسند، و دیانات را ترک گویند، و امانتها کم شود، و خیانتها و آزارها بسیار گردد، و بلاها فرود آید.
و قاضیانی باقی مانند که به شرع و انصاف حکم نمیکنند، بلکه حکمشان با دروغ و رشوه است. و عالمانی باقی نمانند که فتوا دهند، مگر به حلال شمردنِ آنچه خدا حرام کرده است؛ و شبهات بر آنان وارد میشود ای سلمان!
و در آن زمان، مردم علم، قرآن، دین و ایمان را به لقمه نانی که میخورند، یا جرعه آبی که مینوشند، یا علتی که آن را برمیگزینند ، میفروشند.
و آنان کسانی هستند که آیات مرا به بهایی اندک میفروشند؛ پس تجارتشان سودی نکرده و برایشان عذابی دردناک -و گفته شده عظیم- است.
ای سلمان؛ در آن زمان در دینشان کوتاهی میکنند، و گناهان را دوست میدارند و طاعت را دوست نمیدارند، و از «روزِ ساعت» هراسی ندارند.
آنان بر کفر مقیماند ، و اسرار مرا فاش میکنند، و نه از خشم من میهراسند و نه از عذاب و عقوبتِ سخت میترسند.
پس آنان کسانی هستند که خدا را فراموش کردند، پس خدا خودشان را از یادشان برد؛ و برایشان عذابی بزرگ است در حالی که نمیفهمند.
و در آن «دَوْر» ، زنده به مرده حسادت میورزد، و دلها سخت میگردد و عیبها بسیار میشود. و مردم دینشان را جز به مسخره و بازیچه نمیگیرند، و نصیحتِ خیرخواهان را نمیپذیرند، در حالی که از پروردگارشان غافلاند.
پس وای، سپس وای بر اهل آن زمان؛ و آنچه از قحطی، گرانی، گرسنگی، بلا و مرگ با طاعون بر آنان فرود میآید.
و بیشترشان نمیمیرند مگر آنکه کافرند و بر غیرِ آیین اسلام از دنیا میروند. و خواری در دنیا و عذاب در آخرت نصیبشان است. آنان همان ستمکاراناند. پس از اهل آن زمان به مولایت پناه ببر ای سلمان!
در آن وقت؛ زمین از جور و ظلم لبریز میگردد، و در آن هنگام شهرها ویران میشود، و بندگان رها (بیسرپرست) میشوند، و به من کفر ورزیده میشود در حالی که میعاد (بازگشت) به سوی من است.
و من در کمین آنان هستم ای سلمان؛ نه دینی برایشان میماند، نه پیمانی و نه اعتقادی.
پس هرگاه آن «امر» ظاهر شود و اطاعت اندک گردد، همانا «ساعت» نزدیک شده است، و پایانِ آن «دَوْر» نزدیک گشته است.
و هنگامِ آشکار شدنِ محمد بن الحسن الحجة فرا میرسد، و او را فرمان میدهم که زمین را از عدل و بردباری (حلم) پر کند، همانگونه که از جور و ظلم پر شده است.
و در آن زمان ای سلمان؛ مرده در قبرش انس میگیرد، و حیوانات وحشی با انسانها انس میگیرند.
و انسانها با گرگها، درندگان و سایر وحوش و مارها، و جنبندگان زمین و خزندگان انس میگیرند.
و گوسفند با گرگ انس میگیرد، و پرندگان با یکدیگر و با انسانها انس میگیرند.و سایرِ خیرات و برکات بازمیگردد، و دانهٔ گندم چنان بزرگ میشود تا اینکه به اندازهٔ تخممرغ میگردد.
و در آن زمان، هیچیک از مخلوقات باقی نمیماند مگر آنکه به زبانِ عربیِ آشکار (مبین) سخن میگوید.و خداوند را تسبیح میگویند؛ از همگیِ گیاهان و درختان، و وحوش و پرندگان، و شن و سنگریزه و سنگها. تا آنجا که اگر کافر به کنارِ دیواری، یا کنارِ اتاقی، یا کنارِ درختی بیاید؛
آن دیوار یا درخت به سخن میآید و به کسی که مؤمن است یا از مردانِ قائم است، میگوید؛ پس او را ندا میدهد و به او میگوید: به من نزدیک شو ای ولی خدا و دشمن خدا را بکش.
پس این، روزِ قصاص و گرفتنِ حق از کافر است ای سلمان. و این «روزِ ساعت» است. و در آن زمان، کافری بر روی زمین باقی نمیماند. و زمین هر آنچه از گنجها و ذخایر در شکم خود دارد، بیرون میافکند (قذف میکند)، و فقیری بر روی زمین باقی نمیماند.
٣٢- توصیفِ قائم ابن الحسن ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) و حقیقتِ احوالِ یارانِ قائم
این امر در ظهورِ محمد بن الحسن الحجة جاری است؛ و او نخستینِ «حجابها» و «نامها»ست، و او آخرینِ آنهاست. و آنان نوری هستند که از من جدا نمیشوند، و آنان یک نورِ واحدِ یگانهاند.
و اوست نخستین چیزی که از نورِ ذاتم آغاز کردم ، و اوست که به فرمان من در آخرالزمان از «اُنبوب» (لوله/مجرای نور) در «کشتیای» از نورِ من ظاهر میشود، و تو آن کشتی هستی ای سلمان!
و به سوی «بیت الحکمة» میآید، از فضایِ سرزمینهای هند و فضای3 دریای محیط ، از جانبِ کوه «سراندیب»؛ و مردانش با او هستند، و آنان سیصد و سیزده مرد هستند.
و مردانش با او هستند و آنان سیصد و سیزده مرد هستند. و آنان از کسانیاند که برگزیدمشان، و آنان برگزیدگانِ «عالَمین» هستند. و منم که آنان را به این منزلت، و به ظهور همراه با «اِسم»ام در آخرالزمان، مخصوص گردانیدم.
و آنان کسانی هستند که در آغازِ پیدایش در «ملأ اعلی» بودند، و آنان کسانی هستند که روزِ ندا در «عالم ذَرّ» بودند، و آنان کسانی هستند که در «روز اَظِلّه» دعوتکننده را اجابت کردند.
ای سلمان، و من تو را از باطنِ این امر خبر میدهم؛ اما «اُنبوب» ، همان ظهوری است که از باطنِ «ذات» ظاهر میشود. و «دریای محیط»، همان ذاتِ من است که بر سایرِ انوار احاطه یافته است.
و همانا «کوهِ اعظم» همان «اِسم» من است، و «بیت الحکمة»، و «روز ساعت»؛ و آن «روزِ قائم» است. و او «دعوتکننده» (داعی)، و «ندادهنده» (منادی)، و «مژدهدهنده» (بشیر) و «بیمدهنده» (نذیر) است. و او در حالی ظاهر میشود که بر اسبی از نور سوار است و در دستش شمشیری از نور دارد.
و بدان ای سلمان، که همانا آن «اسب» تو هستی، و سوارِ بر آن «اِسم» من است. و اما شمشیر، «فرمان» (اَمر) من است که آن را پدیدار ساختم و قدرتِ من است که به آن ظاهر گشتم.
اما مردانِ او، اشرافِ «عالم کبیر» هستند. و آیا همراهِ «اِسم» من، جز کسانی که آنان را از نورِ خویش آفرید، کسی هست؟
پس هرکس جز این بگوید، با ما مخالفت ورزیده، و همانا معجزاتی را که برای خلق در همگیِ «اَکوار» و «اَدوار آشکار کردم، انکار نموده است(فاصله در متن اصلی)
گفتم: مولای من، مرا از مقامشان خبر ده؛
مولای ما ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) فرمود: ای سلمان، مقامِ آنان در «ملکوت اعلی» و «مقامِ فسیح» است.
و آنان بر عبادتِ من قائماند ، و چشم برهمزدنی از آن غافل نمیشوند، از آغازِ پیدایش تا روز قیامت، و گفته شده ساعت.
و منم آنکه آنان را آفریدم و منم آنکه آنان را بازمیگردانم و من بر هر چیزی توانا هستم، و من به هر چیزی دانا هستم، و من علّام الغیوب هستم.
و منم آنکه به رحمتِ خویش آنان را در جنّات النعیم ساکن کردم، و به قدرتِ من توانایی دارند و در آن متنعماند, و اگر دوست بداری، قطعاً آنان را به تو نشان میدهم، در همین وقت ای سلمان
گفتم: مولای من، نعمتِ تو شاملِ حال من است و گواهی میدهم که تو بر هر چیزی توانا هستی!




