آیا نشنیدند آنچه را من در کتابِ عزیزم بر «اِسم» خویش، محمد، گفتم؟ پس او به آنان فرمودُ: ﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةࣰ وَلَا وَلَدا ٣﴾ الجن.
و بدان که «سفیهان» (ناخردان) همان «شیاطین» هستند. و آنان کسانی هستند که من دربارهشان گفتم ﴿خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمِعهِم وَعَلَىٰ أَبصَٰرِهِم غِشَٰوَة وَلَهُم عَذَابٌ عَظِیم﴾ البقرة.
و بدان ای سلمان، که همانا من آن «معنایِ قدیم» هستم که برای «حُجُب» ، «اَبواب» و «اهلِ مراتبِ قُدس» خویش، در «صورتِ دیدنیِ اَنزَعیّه» ظاهر گشتم؛ و برای سایرِ خلق، به شکل امثالِ آنان (همانند آنان) ظاهر شدم.
و من آن «منفرد (یگانه) به ذاتِ عالیه» هستم. و من آنم که در جسدی «تجسّد» نمییابم، و در عددی «تجزیه» نمیپذیرم. و من آن «واحدِ اَحَد» هستم. «نه زادهام و نه زاده شدهام. و هیچکس همتای او نبوده است .
و همانا من برای آنان به به صورت مأنوس ظاهر شدم تا حجت را بر آنان تمام کنم و دعوت را بر آنان واجب گردانم.
و بدان که من «فاطرِ» فطرتِ خویشم؛ همان فطرتی که خلقم را بر آن فطرت بخشیدم. و آن، صورتِ «اِسم» محمدیِ من است.




