زیرا ظاهرِ من به شکلِ «صورتِ نورانیِ دیدنی» است. و من غیبی هستم که نه درک میشوم، نه احاطه میشوم و نه محصور میگردم .
و من آن «ظاهرِ» بدونِ مِثل (همتا) و آن «حاضرِ» بدونِ زوال هستم. و من منزه از «صورتِ جسمانی» و از «تشبیه» و «تحدید» (محدودسازی) هستم.
و هیچکس جز من به این «ذات» منفرد (یگانه) نگشت. و آن، صورتِ نورانیِ اَنزَعیّهٔ من است. و از آن، «اِسم» خویش را آغاز کردم. و «اِسم» من تو را آغاز کرد ای سلمان!
و تو «عالمین» را آغاز کردی. و آنان از تو آغاز شدند (بُدوا) و در تو بازمیگردند (یعودوا). و آن (ذات) بر همگیِ شما حکم میرانَد و در فلکِ (سپهرِ) خویش شما را میچرخاند.
و آن، صورتِ من است که من به واسطهٔ آن ظاهرم و در درون آن باطنم. و من باطنِ آنم و آن ظاهرِ من است ای سلمان !
و من آنم که در «ناسوت» حلول نمیکنم. و نه غایب میشوم، نه وصف میشوم و نه دگرگون میگردم .
پس هرکس مرا تشبیه کند (همانند سازد)، یا مرا تجزیه کند (دارای جزء بداند)، یا مرا به مثالی مَثَل زند، همانا کافر شده است. این را بدان ای سلمان!




