پس هنگامی که از او، بدون هیچ فرق و فاصلهای، غایب شدم - در حالی که در آن روز به واسطهٔ او ظاهر بودم – و یوم الفصل، میقات (وعدهگاه معین) بود.( وَكَانَ يَوْمُ اَلْفَصْلِ مِيْقَاتَاً)
و در آن روز، همگیِ امور و داوری در میانِ همهٔ آفریدگان را به «اِسم» خویش واگذار نمودم .سپس همانا «اِسم» من در آن روز، در تو ظاهر گشت ای سلمان. و تو را به اطاعت از من و از او، از آن روز تا «یوم الساعة»، فرمان داد. این را بدان ای سلمان!
و در آن روز، تو را همچون فرمانبرداری سرگشته نگاه داشتم. و «اِسم» من از تو، بدون زوال، پنهان گشت ای سلمان؛ و برای تو، بدون انتقال، ظاهر شد .
پس چون او را در آن ظهور نگریستی و به او گفتی: (لا إله إلا...)، و تو میخواستی بگویی: (تو تویی، و خدایی جز تو نیست و معبودی جز تو نیست .
پس «اِسم» من به تو گفت: (فراتر از من، غایتی است و من پایینتر از او هستم .و اشارهٔ او به من بود تا مرا به تو بشناساند. پس چون مرا شناختی، برایم به سجده افتادی .
و «عالمین» با تو و همگیِ فرشتگان سجده کردند. پس آن روز «میقات» نامیده شد.
سپس تو و همگیِ فرشتگان سرتان را بلند کردید و گفتید: (تو خدای ما و معبود ما هستی، ای علی، ای کبیر، ای متعال). و به همین جهت، آن را در کتاب عزیز نازل کردم و گفتم: (همانا یوم الفصل، میقات بود.




