و در آن روز، ابلیس آدم را فریفت تا آنکه از درختی که مولای تو او را از آن نهی کرده بود، بخورد.
١١- پاسخ به اهل کوفه دربارهٔ حقیقتِ آدم و حوا، و داستان هابیل و قابیل
ای سلمان در آن روز آدم از بهشت بیرون آورده شد و رانده شدن برای ابلیس بود و گفتم از آنجا بیرون شو که تو رانده شده نکوهیده و دورماندهای و سزاوار نیست که در آن تکبر کنی بیرون شو که از فروتنان هستی و بیرون کردن و نکوهش بر ابلیس واقع شد و بر آدم هیچ یک از آنها واقع نشد زیرا نور او از نور من بود
و در آن روز حوا را از نور آدم بیرون آوردم و او تویی ای سلمان و در آن روز آدم مرا خواند و به من توسل جست پس بر او بخشیدم و پس از آنکه از من حجاب شده بود بی هیچ فاصلهای بر او تجلی کردم و در آن روز از گناه آدم قابیل را آفریدم و در آن روز قابیل پنداشت که هابیل را کشته است و در آن روز لعنت را بر او فرود آوردم و کشتن را بر شیطان واقع ساختم پس اهل کوفه و مخالفان در این کار چه میگویند ای سلمان؟
گفتم: مولای من، شما در این باره سزاوارتر و داناترید. و همانا مخالفان میگویند که ابلیس پیش از آدم آفریده شد، و اینکه آدم به آسمان بالا نرفت و از اهل آن نیست .




