و آن، در عالم ذَرّ، «یوم الأظلّة» بود؛ و آن «یوم المعلوم» است و آن نخستینِ روزهاست. و او (اِسم) به من متصل است و از من جدا نیست، و میان من و او نه فرقی و نه فاصلهای است. و او به شخصِ سرورمان محمد ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) است
پس چون «اِسم» من آنان را ندا داد، به آنان گفت: «آیا پروردگار شما نیستم؟!» پس کسانی که ایمان آوردند و حق را شناختند؛ و من صلاحِ آنان را میخواستم، پس اقرار به من، و به آنچه «اِسم» من به آن اشاره کرد، را به آنان الهام نمودم. و اشارهٔ او به من بود1. هنگامی که آنان را ندا داد، گفتند: «بَلی» (آری)، یعنی: ایمان آوردیم و تصدیق کردیم. و سخنِ آنان حق است و اما کسانی که «بَلی» گفتند، در حالی که مکر و کدورت (تیرگی) و کفر بر آنان چیره گشته بود، پس آن روز را تکذیب کردند. و اقرارشان به زبانشان بود و انکار در دلهایشان بود2
سپس همانا من «اِسم» خویش را فرمان دادم که آنان را به اطاعت من وادارد؛ پس آنان در اطاعت من و اطاعت «اِسم» من ایستادند، در حالی که ارواحی بدون پیکر بودند.




