٥ - در میان شما مُرد، اما «به خدا سوگند او هماکنون چون زندگان نفس میکشد.
شعبی گفت: روزی بر رشید هجری وارد شدم، پس گفت: برای حج خارج شدم و با خود گفتم: باید پیمانم را با امیرالمؤمنین تجدید کنم. پس به خانهٔ مولایم علی ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) آمدم.
پس به شخصی گفتم: برایم جهت ورود بر امیرالمؤمنین اجازه بخواه. گفت: آیا او نمرده است؟ گفتم: او در میان شما مرده است، اما به خدا سوگند، او هماکنون چون زندگان نفس میکشد.
پس آن شخص گفت: حال که «راز آل محمد» را دانستی، داخل شو. رشید گفت: پس بر امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) وارد شدم و ایشان مرا از چیزهایی که در آینده رخ خواهد داد، آگاه ساخت
پس شعبی به او گفت: اگر دروغ میگویی، لعنت خدا بر تو باد. و این خبر به زیاد ابن ابیه رسید؛ پس زیاد در پی رشید هجری فرستاد، پس زبانش را برید و او را بر درِ خانهٔ عمرو بن حریث به دار آویخت. (المَجرُوحِينَ، ج١/ص٢٩٨ابنُ حَبانَ)




