مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

الـطاعـه مـتـی تـقـوم الـسـاعـه - سلمان محمدی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 29 من 172

٤- تو را چه شده که با خود سخن می‌گویی و آرزو می‌کنی که اباجعفر را ببینی؟

و این «سماعه، غواص علوم آل محمد ( -عَزَّ عَزُّهُ- م)» است که سرورمان جعفر «الرفیع الأعلی عزّ وجلّ» را می‌بیند

از محمد بن سنان، از عمار بن مروان، از سماعه روایت است که گفت: بر ابی عبدالله ( -عَزَّ عَزُّهُ- ) وارد شدم در حالی که با خود سخن می‌گفتم. ایشان مرا دیدند و فرمودند: تو را چه شده که با خود سخن می‌گویی و آرزو می‌کنی که اباجعفر را ببینی! گفتم: آری. فرمود: برخیز و وارد اتاق شو؛ پس وارد شدم و ناگهان ایشان «ابوجعفر ( -عَزَّ عَزُّهُ- )» بودند. (بصائر الدرجات ص ٢٩٥)

و فرمود: گروهی از شیعیان حسن بن علی پس از شهادت امیرالمؤمنین ( -عَزَّ عَزُّهُ- ما) آمدند. پس امام حسن از آنان پرسید: آیا امیرالمؤمنین را اگر ببینید، می‌شناسید؟ گفتند: آری. فرمود: پس پرده را بالا بزنید.. پس آن را بالا زدند؛ ناگهان امیرالمؤمنین را در برابر خود دیدند، بی‌آنکه او را نشناسند. (در حالی که او را به‌خوبی شناختند)

و امیرالمؤمنین (جلّ جلاله) فرمود: آن‌کس از ما که می‌میرد، در حقیقت مرده نیست، و آن‌کس از ما که باقی می‌ماند، حجتی بر شماست. (بَصَائِرُ الدَّرَجَاتِ، ص – ٢٩٥)

الصفحة 29 من 172