و تو «جبرئیل» هستی که به واسطهٔ تو تمامیِ دلها را جبران کردم (التیام بخشیدم)، و او را فرمان دادم که تو را امینِ وحیِ خویش و خزانهدارِ سرِّ خویش قرار دهد. و تو آن نوری هستی که از نورِ «اِسم» من مشتق شده است.
و تویی نخستین کسی که بر آدم سجده کرد. و تو کشتیِ نوح هستی. و تو ناقهٔ صالح هستی. و تو حکمتِ لقمان هستی که به واسطهٔ آن در میان مردم ظاهر شد. و تو آن رسولی هستی که به سوی لوط رفت و شهر را با اهلش زیر و رو کرد.
و تو منجنیقِ ابراهیم هستی که بر فرازِ تو بالا رفت. و تو «حِجرِ اسماعیل» هستی. و تو گرگِ یعقوب هستی که برای او به سخن آمد. و تو عصای موسی و کوه طور سینا هستی. و تو آن سدّی هستی که اسکندر بر قومِ یأجوج و مأجوج بنا کرد. و تو آن دیواری هستی که خضر آن را بر روی گنج برپا داشت؛ و خضر «اِسم» من است، و گنج معرفتِ من است. و تو آن کشتیای هستی که خضر آن را سوراخ کرد.
و تو جسدِ ایوب هستی. و تو آن آهنِ چینی هستی که برای داوود نرم شد. و تو یکی از میشهای او هستی. و تو انگشتر برای سلیمان هستی، و تو بساط (فرش/تخت) هستی. و تو هدهد هستی، و تو مورچه هستی. و تو کلاغ هستی، و تو سگِ نگهبان هستی که با اهلِ کهف و رقیم بودی. پس کهف «اِسم» من است.و رقیم «فاطر» است.




