نزد قوم صالح فرستاده بودم، به سوی ایشان گسیل داشتم؛ آنان عبارت بودند از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. و تو و آنان هیچ تفاوت و جدایی با یکدیگر ندارید. من فرمان داده بودم که زمین را بر آنان واژگون کنند و ایشان را تا پایینترین مراتب نابودی فرو برند.
فرستادگان به سوی لوط رفتند. زن او آنها را دید؛ و او همان زن نوح بود، و او عایشهٔ حمیراء بود که لعنت بر او باد. پس نزد قوم خود رفت و به آنان گفت: «نزد لوط چهار نوجوان هستند که زیباییشان ستارگان را شرمسار میکند.» هنگامی که قوم او این را شنیدند، نزد لوط آمدند و گفتند: «ای لوط، این پسران را به ما بده تا از آنان بهرهمند شویم.1 لوط به آنان گفت: «هیچیک از آنچه وصف میکنید نزد من نیست.
سپس لوط نزد فرستادگان آمد و آنچه از قوم خود دیده بود برای آنان گفت. فرستادگان به او گفتند: مترس؛ تو را پروردگارت فرستاده و او میداند که قوم تو در زمین فساد




