نخستین چیزی که از میان همهٔ علفها و درختان و میوهها و گلها بر روی زمین رویید، درخت آس خسروانی1 و گیاه آذریون بهمنی2 بود. اکنون دربارهی سبب پیدایش آنها به تو خبر میدهم، ای سلمان.
بدان هنگامی که من از دلِ دریای محیط بر قوم فارس آشکار شدم، ظهوری بود مطابق صورت و مثال خودشان، در همان صورت ذاتی بیموی من؛ و این برای مأنوس ساختن بندگان بود. من همان ارسطو طالیس حکیم بودم و نامم لقمان بود و نام تو سقراط. زبان مردمان آن سرزمین، زبان اهل آن گنبد یونانی بود.
پس فرمان دادم که «نام من» آنان را صدا زند و بگوید: این است خدای شما، آفرینندهٔ شما و پروردگار شما و پروردگار نیاکان نخستین شما. مؤمنان سخنش را پذیرفتند و مشرکان دربارهی من، و نامم، و دربارهی تو دچار شک شدند. آنان به «نام من» گفتند: اگر این واقعاً خدای آسمانها و زمین است، بگذار پدران و خویشان ما را که مردهاند زنده کند. اگر آنان را زنده کرد، گواهی میدهیم و ایمان میآوریم که اوست خدای ما، پروردگار ما و پروردگار نیاکانمان.




