و بدان ای سلمان، که همانا من آن یگانهای هستم که دگرگون نمیشوم. و «درخت»، همان ذاتِ من است که من به واسطهٔ آن ظاهرم و اما آتشی که موسی دید، همانا صورتِ اَنزَعیّهٔ نورانیِ من است.
و موسی «اِسم» من است، و تورات «اِسم» من است، -چنانکه قرآن نیز محمد است، و کوه طور سینا تویی ای سلمان. و اما گوسفندان، «عالَمین» هستند، و عصا، تو هستی.و اما فرعون، همان «عمر» است. و اما ساحران، همان هفتاد ساحرند.
و اما گاو زردی که رنگش یکدست و خالص بود و بینندگان را شاد میکرد؛ آن «صورتِ من است که برای انس بخشیدن به بندگان، به واسطهٔ آن ظاهر شدم.و اما «پی کردن» آن گاو؛ انکارِ آنان نسبت به معرفتِ من، و نپذیرفتنِ صورتِ لاهوتی و قدرتِ ازلیِ من است.
و اما غرق کردنِ فرعون و قومش در دریا؛ همان ورودشان در «مَسُوخیت» و عذابِ شدید است. و لعنت را بر او و بر قومش تا روزگارانِ دراز نازل کردم.و اما هارون؛ او همان موسی است و تفاوتی میانشان نیست.و بدان ای سلمان، که همانا من «آصف بن بَرخیا» هستم.
و منم آنکه انس و جن و وحوش و پرندگان و چارپایان را برای «اِسم» خود سلیمان بن داوود (سلامِ من بر او) مسخر کردم.و برای او «بساط» را آفریدم، و باد را برایش مسخر




