و منم آنکه ابراهیم خلیل را از مکر و حیلهٔ نمرود نجات دادم، و آتش را بر او سرد و سلامت گردانیدم، و نمرود را -که همان عمر (لعنت بر او) است- با پشهای هلاک نمودم.
و منم آنکه بیناییِ یعقوب را که «اِسم» من است به او بازگردانیدم، و من «یوسف» هستم. و همانا تاریکی و کوری بر «ضِدّ» واقع شده بود. و «مصر» که من در آن ظاهر بودم، همان «ذات»است، و آن همان «پیراهن» است که آن را بر چهرهٔ یعقوب افکندند و بیناییاش بازگشت.
و بدان که بازگشتِ بیناییِ او، همان «کنار رفتنِ پرده» و تجلیِ من برای او بدونِ فاصله و واسطه است. و نه من از او غایب شدم و نه او از من غایب گشت؛ زیرا من او را از نورِ ذاتم ابداع کردم و برای نیازِ خلق آشکارش ساختم.
و منم آنکه «تورات» را در هفت لوح از گوهر بر «اِسم» خویش موسی نازل کردم، و من «یوشع بن نون» بودم.و بدان ای سلمان، منم آنکه از درخت بر او تجلی نمودم، و منم آنکه بر طور سینا با او مناجات کردم.و منم آنکه فرعون و سپاهیانش را هلاک کردم و آنان را در دریا غرق نمودم.و بدان ای سلمان، که همانا منم آنکه به او گفتم: «ای موسی، آنچه را در دست راست داری بیفکن»؛ پس ناگهان ماری شد که میشتافت و آنچه را ساخته بودند میبلعید.




