خداست؛ پس اگر میخواست، همهی شما را هدایت میکرد.» و بدان که «باب» را مراتبِ والایی است که بر یک سیاق و اسلوبِ واحد استوار است و اختلافی در آن نیست.
و همانا ترکیبِ انسان از گوهرهای هستی، با وجودِ کوچکیاش، آنچه را در جهانِ اعظم با همهی بزرگیاش است، در خود گرد آورده است؛ آمیزهای از تمامیِ اخلاطِ چهارگانه. و خداوند به حکمت و قدرتِ خویش، اجزایِ بدنِ او را با آنچه در عالمِ برین است متناسب گردانید تا بر ظرافتِ صُنع و نهانیِ هستی دلالت کند؛ پس خجسته باد خدا که بهترینِ آفرینندگان است.
و در انسان سه روح قرار داد: طبیعی، حیوانی و نفسانی؛و او را نفس چهارمی است که نوع انسان بدان یگانه گشته است؛ و آن همان نفسِ گویای خردمند، ممیّزه، متفکره و مدبّره است که از نفس قدسی الهی مدد میگیرد؛ همان نفسی که صور معقولات در ذاتش نقش بستهاند؛ صوری که از عقل فعال ترسیم شدهاند و عقل فعال خود از ساحتِ عنایت ازلی، صور معقولات و آنچه را که در کائنات امکانِ وجود دارد، مدد گرفته است.




