که آسمانها و زمین و آنچه از عظمتِ خلقت در آنهاست، نزد آن پروردگار که همان نفسِ کلی است و با نیرو، قدرت، حکمت و کلام بر همگان احاطه دارد، مقداری ندارند. و همانا آن که بر او (نفس کلی) و بر همگان احاطه دارد، حجابِ الهی است که همان عقلِ فعال است؛ که با نیرو، قدرت، جلال، عظمت، کبریا و لطف بر کل محیط است.
پس هیچ جنبنده و ساکنی نیست مگر آنکه از نیروی بابِ او و شکوهِ حجابِ او پدید آمده است؛ و ظهورِ حجاب و باب برای شناساندن و فهماندن به خلق ممکن نیست، مگر به واسطهی جسمی حامل و نوری فراگیر. و ادراکِ حجاب و باب در ساحتِ مجردات و معقولات، شایستهی کسانی است که اهل ریاضتِ نفس، دانش، الهام و تاییدِ الهی هستند.
و شایستهی آن فیضِ ویژهای است که از عنایتِ الهی به اشخاصِ بشری میرسد؛ همانانی که خداوند معرفتِ خود، معرفتِ نامش، حجابش، صفتش و راهنمایش را به آنان الهام فرموده است؛ و حجتِ او بر این معنا، سخنِ خدای تعالی است که راستگوترینِ گویندگان است: «بگو اگر دریا برای کلماتِ پروردگارم مِداد باشد، پیش از آنکه کلماتِ پروردگارم به پایان رسد، دریا پایان مییابد، هرچند همانند آن را به مدد بیاوریم.»
و بدان که «کلمات»، همان الظهورات هستند که حقیقتِ وجودِ او در مشیتاش میباشند و به پرتوهای اسرارِ او در کسانی که آنان را برای نورِ خویش برگزید و به حجتِ خود تاییدشان فرمود، آشکار گشتهاند؛ چنانکه خدای تعالی فرمود: «بگو: حجتِ رسا از آنِ




