مگر از طریقِ روحالقدس که همان خورشید است، و از طریقِ روحِ ذیالمعارج که همان ماه است؛ و این دو، آن دو باب راهنما هستند، چنانکه آن سید خصیبی فرمود: «باب و صفقة»؛ و آن دو، بابِ هدایت و «بابِ حِطّه» میباشند. و آنجا جایگاهِ ظهورِ باب و حجاب به واسطهی روحالقدس است؛ همان که بخشش از او لبریز میگردد و بخشندهی زندگی، مایهی بقا، و قرارگاهِ عزت، بهجت، خیر و شادمانی است؛ چشمهسارِ نور و سِرّ ظهور است؛ هم او که بر هر نفسی بدانچه به دست آورده، آگاه و پاینده است و همسنگِ ذرهای در زمین و آسمان از او پنهان نمیماند.
او دانایِ نهان و آشکار، و شناسایِ آنچه جانها مخفی میدارند و سینهها در خود پنهان میکنند، میباشد. پس هرگاه «اسم» و «حجاب» در کالبدِ بشری ظاهر گردد و در میانِ آنان سخن بگوید و ایشان را به ذاتِ خویش رهنمون شود و حقیقتِ ظهورش را برایشان هویدا گرداند، پیروی از او، پرستشاش و درآمدن زیر فرمانها و بازداشتههایش واجب میگردد. پس هرگاه غایب شود، در زمانِ غیبتش از جهتِ انوار، حجابها و پردههایش قصد میشود؛ و اگر آن انوار پنهان گردند و پردهها حايل شوند، در غیبتاش از طریقِ شکوهِ جبروت و باطنِ ملکوتاش جسته میشود.
پس او از آن کس که طالبِ اوست پوشیده نمیماند و از آن کس که او را شناخته است، غایب نمیگردد. و بدان که تمامیِ انوار از نورِ اوست و صورتِ جنبشِ هستی از ظهورِ او؛ و بدان که امر کثیف(مادی) به واسطهی امر لطیف برپاست و حمل میشود. و بدان




