پس آنان کالبدهای نور، معدن ظهور، جایگاههای اشارت و زبانهای بیان گشتند؛ اله در ایشان تجلی یافت و از زبانِ آنان سخن گفت و به ذاتِ خویش بر ذاتِ خویش دلالت نمود. پس آن فیضِ عظیم و سِرِّ قديم، از والاترین رتبهی جلال تا غایتِ مرتبهی نوعِ انسان، گویا گشت و بر اهل علم و عرفان هویدا شد. گاه «باب» و «حجاب» ظاهر شوند و گاه در باطن، نهان و پوشیده باشند، در حالی که از فرازِ والایی تا فرجامِ آرامجایِ زمینِ فرودین، به یک نطقِ واحد که اختلافی در آن نیست گویایند؛ و این را خداوندانِ علم و معرفت میشناسند. خدای تعالی فرمود: «و اوست خدا در آسمانها و در زمین؛ نهان و آشکارتان را میداند.» و بدان که «باب» جز به ظهورِ «حجاب» تجلی نکند و حجاب جز به ظهورِ باب آشکار نگردد. همانا ماده، هستی، ذات و فعلِ باب از حجاب است، و حجاب در غایتِ لطافت است و جز به بابِ خویش پدیدار نشود؛ و آن باب همان نفسِ کلی است، و نفسِ کلی را فعلی آشکار نگردد و در جهانِ هستیها شناخته نشود




