و از این روست که گفتهاند: «هیچ چیز بزرگتر از روحالقدس نیست، مگر آنکه در آن فرود آمده است.» سپس فیضی دیگر بر آنچه در منزلت فروتر از اوست و در رتبه از پی او میآید روان گشت، و آن رتبهی ماه است؛ و آن همان نفسِ ناطقه و همان جبرئیل است؛ و اوست دلیل و اوست بابالابواب و مسببالاسباب؛ پس جز از آستانِ او در نتوان آمد و در دعا جز او را قصد نتوان کرد؛ و روحالقدس را در هر آسمانی در مقامِ بابیت قرار داد و آن را چشم، اختر، راهنما و مقصد نامید. خدای تعالی فرمود: «و آسمان گشوده شد، پس درهایی گشت؛ و کوهها روان شدند، پس سرابی گشتند.»
سپس از گوهرهای انوارِ آن، هستیِ سومی اثر پذیرفت و پدید آمد که همان عناصر چهارگانه است؛ پس آتش، هوا، آب و خاک از آن آشکار گشت و از آمیزشِ اجزای پراکندهی آنها، هستیِ جهانِ بشری و دیگر جهانهای موجود پدیدار گشت؛ و آنها را استقصات، عناصر و ارکان نامیدند.
آنگاه از میان آنچه در آن بود، کالبدِ بشر را از آنچه به کمال و جلال و اعتدال نزدیکتر بود، برگزید و مصفّا کرد؛ پس بر آن نوع بشر، نیروی خویش را افاضه کرد و از او پدیدار گشتشکوه، حکمت و گویاییِ او به کلمهاش پدیدار گشت؛ و با تمامیِ خویش در عینِ عظمت، از او تجلی یافت و او را به جایگاهِ رتبتِ خویش پیوند داد؛ پس با عالیات مجرد درآمیخت و با ذاتهای پاینده و جاوید یگانه گشت؛ پس آن نوعِ انسان از امور غیبی سخن گفت و از بودنیها خبر داد و کرامات و معجزات بر دستان او جاری گشت.




