«چکیدهی سخن در این مسئله»
بدان ای برادرِ نیکوکار، توفیقیافته و سعادتمندی که این هدیهی من به سوی اوست، نه به سوی ستیزهجو و کژرو و نادان و مبهوت و سرکشی که از رحمت و رضوان الهی دور است؛
همانا عالمانِ پیش از ما بر مراتب آگاهی دادند و اشخاصِ هر منزلت را به مردمان شناساندند؛ و اشخاصِ نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و روزها و شبها را معرفی کرده و بر اشخاصِ عیدها آگاهی دادند.و موسمها؛ و در این باره سخن بسیار راندند تا قریحهها را در طلب علم صیقل دهند و بر افزونطلبی در فضیلت برانگیزند و جایگاههای رستگاری را بازشناسند.
پس کالبدهای بشری را مثالی ساختند و آن را بر حقیقتی اطلاق کردند که از حیث حس و عقلْ پیشینتر است؛ و آن همان جهانِ برینِ آسمانی و بسیط است که هیچ ترکیبی در آن راه ندارد؛ همان همیشگیِ ابدی و سرمدی که زمان از او پدیدار گشته و از سایهی او، جهانِ کون و فساد و دگرگونی و فراموشی پدید آمده است؛ یعنی همین جهانِ ما، جهانِ بشری که از عناصر ترکیب یافته و ثباتِ هیچ پدیدهای بر یک حال و بقا و دوامش در آن ممکن نیست.




