افلاطون که عزّتش افزون باد گفت: «آنان که بر مصبِّ آبِ فرات فرود آمدهاند، همانا.از اجسام کثیف به سوی نوع بسیط از عالم گذشتند، با استعانت از حرکت اشخاص علوی ؛ پس ماهیت حرکتِ آنان را که سریعترینِ حرکتهاست، دریافتند، پس بر شما واجب است که از شناخت امور باز نمانید.
یعنی مراتب وجود و شناخت حقایقِ آنها و تعالی جستن به سوی معرفت ماهیاتِ آنها، بدان گونه که هستند. و مردمانی که بر مصب فرات فرود آمدهاند، همان صابئین و کاتبان و دانایان به علم افلاک و شناسایِ قضای الهی به واسطهی آن بر آنچه هست، میباشند؛ و ایشان نخستین کسانی هستند که در باب اخراج ضمیر سخن گفتند. و گفت: همانا اینان که دارای اجسامی کثیف، تیره و گوشتین از سنگینی طبیعت و کدورت آن بودند، به معرفتِ نفس بسیط دست یافتند و بر حرکتِ آن که سریعترین و لطیفترینِ حرکتهاست، وقوف یافتند؛ تا آنجا که بر آنچه به واسطهی حرکت اشخاص علوی پدید میآید، آگاه شدند.
پس همچنین بر پسینیان در علم واجب است که به سوی شریفترین مطالب که سعادت اخروی و رستگاری به سبب معرفتِ آنها حاصل میشود، تعالی جویند.
سپس گفت: «به واسطهی آنچه نفسانی است، آنچه طبیعی است شناخته میشود؛ همانگونه که به واسطهی عقل، نفس شناخته میگردد. اما عقل، طبیعت را از جولان در ساحتِ خویش بازداشت، چه رسد به آنکه بر آن احاطه یابد.»




