«رستگار شد آن کس که آن نفس را پاک گردانید»؛ یعنی آن را پیوند داد و به واسطهی عقل به کمال رساند و به مبدأ خویش بازگرداند؛ و این همان سخن خدای متعال است که: «ای نفسِ آرمیده، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت بازگرد، پس در میان بندگان من درآی و در بهشت من داخل شو.»
و آن، آمیختگیِ نفس است با عالم صفا و اهل پیرایش، و بهشتِ حجاب است؛ و آن حجاب، همان عقل است که آغازِ نفس از او بود و بازگشتش به سوی اوست، و نیز اتحادِ نفس با نفسِ الهی که همان مرتبهی بابِ پیوسته و شَبَحِ گویا است، که از او کسبِ فیض کرده و از او بهره میگیرد. و از آنجا که انسان در اسارتِ طبیعت و قیدِ شهوت گرفتار است بسان غریغی است به طبعِ خویش برای پرستش نیازمندِ قوای بدنی گشت و گویی به سوی قوای شهوانی و عمل جذب گردیده تا سعادت برای او حاصل آید.
و همانا انسان میل میکند و این میل با انگیزههای هواهای نفسانی همراه است؛ و اینها بازدارندهی از عبادتِ خدا و مانعِ رسیدنِ او به سعادت، و فراخوانندهای به سوی زشتیِ اعمالی است که موجب عذاب دائم میگردد. و هرگاه نفس به سوی اعمال شایسته جذب گردد، از سوی خداوند مستوجب کرامت شود و مژده بدو رسد، به گواه کلام خدای تعالی که: «پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خویش و خشنودی و بهشتهایی که در آن نعمتی پایدار دارند، نوید میدهد.»




