«راه تکامل و عروج در معرفتِ نفس»
بدان که هر وضع و هیئتی را از هر سوی، رویارویی و مواجههای به سویِ مبدأ خویش است؛ و از این روست که بقا و سرمدیتِ آن دوام یافته، چرا که آن، صورتِ بابِ اعظم است. پس بر عالمِ خدایشناس بایسته است که دارای وضعی صحیح باشد تا مواجهه برای او حاصل گردد و تناسب و سنخیت در او به کمال رسد، و به حرکتهای شوقی به جنبش درآید تا پذیرشِ فیض و به دست آوردنِ اشراقاتِ انوار و درخششهای جود و پیشآهنگانِ رحمت از سویِ آغازگرِ نخستین برایش ممکن گردد؛ «پروردگارِ ما کسی است که به هر چیزی آفرینشِ سزاوار آن را عطا کرد، سپس هدایت نمود.» پس برای آن که مستعدِ پذیرشِ فیض گشته است، بساطتی در ذات و پیرایشی از کثافتِ خویش حاصل آید، در حالی که او در عالمِ خویش است؛ و نوری گردد پیوسته به سرچشمهی انوار که از قوایِ عالیه به مقتضایِ سهم و آمادگیاش برای ملاحظهی ساحتِ جلال و جبروت و کمال بهره میگیرد؛ پس جانِ او از دلمشغولیها و شهوات روی برمیتابد و از گذرِ آلام و ناگواریها به درد نمیآید، بلکه حدس او نیرو میگیرد و اشراقِ نورِ نفسش افزون میگردد.




