تاریک و کدر، و پیوند با مجرداتِ انوار حاصل آید؛ و در آن هنگام است که حقایقِ الهی در جانِ او دمیده شود. خداوند متعال فرموده است: «پس به سوی آفریدگارِ خویش بازگردید و نفوسِ خود را بکشید.»
مقصود، گسستنِ جانها از وابستگیهای بدنی و پیوندِ آنها با عالم الأعلى است؛ همان که مرتبهی زندگیِ حقیقی و بقایِ جاودان و خلود در تنعمِ ابدی است. و از آن رو که آسمانها سرای پیامبران، قرارگاهِ اولیاء و منزلگاهِ سعادتمندان است، اهلِ توحید آنها را شهرها، گنبدها و بوستانها نامیدهاند؛ و انوارِ آن را چشمهسارها، آبها، جویبارها، مسجدها، مشعرها، بابها، یتیمها، راهها و هادیان خواندهاند... و دیگر اشاراتِ بسیار که موالی که شکوهشان افزون باد به کنایه و تصریح بدان پرداختهاند. پس خواننده نباید این سخن مرا دربارهی انوار و مجردات ، بر پایهی کاستیِ دانش و کوتاهیِ فهم خویش حمل کند، و نباید آنچه را بیان داشتم در دیدهاش بزرگ آید و آنچه را بدان اشارت کردم در جانش عظیم نماید؛ تا مبادا بی آنکه به دانشی تکیه زند یا بر برهانی استوار اعتماد کند، به تکذیب آن شتاب ورزد. پس سوگند به آنکه معبودی جز او نیست و آفریدگار هر چیز است، اگر بیمِ از حد گذشتن نبود و اگر بر کوتاهیِ ذهنها در شناخت حقایق آنگونه که هست، آگاهی نداشتم،
همانا برای این طایفه از این فنّ که بیدارکننده به سوی سعادتِ آخرت است اموری میآوردم که جز هر صاحبِ خِردِ نافذ و رأیِ صائب بدان راه نیابد؛ لیکن من چنان




