رتبه به رتبه بنگرد، و خداوند را از رتبهی بابیه که مقامِ نفس کلی و کلمهی الهی است منزه و برتر و بزرگ دارد، به رتبهی حجابِ برتر که همان مقامِ عقل کلی است، فرا رود؛ و در این هنگام، ادب ورزد و چون عارفی واصل که نظارهگر شکوهِ جبروت و بزرگیِ سلطنت اوست، باز ایستد.
پس در حقیقت، نمازگزاری است که به قدر توانِ خویش به خداوند پیوسته است و بهرهمندیِ او از درخششِ انوار و مواهب قدسی، به اندازهی نیروی عقل و آمادگیِ نفس او افزون گردد؛ پس در این حال، یکتاپرست، منزه، پیراسته، مالک و عارف باشد و این رتبهی اهلِ پیوند با خداست؛ آنان که به نشانِ ایمان شناخته شدهاند.
خداوند متعال دربارهی انسان فرموده است: «آیا برای او دو چشم و یک زبان و دو لب قرار ندادیم؟ و او را به دو راه روشن هدایت کردیم.» و همانا دو چشم را برای او قرار داد تا به واسطهی آن دو در انوار راه جوید و میان لطیف و کثیف تمایز نهد؛ و زبان را برایش نهاد تا آنچه را از معلومات درک نموده و از مراتب بدان دست یافته است و درجات متصل گردد.
و برای او دو لب را حجابی بر زبان قرار داد تا در آن هنگامی که خاموشی یا گویایی سزاوار است، سکوت گزیند یا نطق آغازد؛ و آن دو راه روشن را همان عقل و نفس قرار داد، به سبب شاخهشاخه شدنِ دریافتهایشان و ناهمسانیِ خواستههایشان. پس هرگاه این رتبه برای عارف حاصل گردد و در سخنِ خویش استوارترین و در اعتبار محکمترین و




