از امام صادق (عز عزه) روایت شده است که فرمودند: «خداوند بزرگتر از آن است که در نهادِ عقول و اندیشهها به تصور درآید؛ خداوند بزرگتر از آن است که در کرانه لطایفِ اسرار بگنجد.»
وکلام ایشان که: «گواهی میدهم که آن یگانه، بازگردانندهی غیبتِ ابدی است»؛ مقصود از آن، صورتِ ازلی است و اینکه آن صورت در ذات و حقیقت، یگانه بوده و راهنماییکننده به سوی توحید ابدی است.
سپس فرمودند: «و گواهی میدهم که آن واحد که از اوست، فرستادهی او و دلیلی بر اوست؛ نه از او گسسته گشت تا در کنار او دومی باشد، و نه به او پیوسته شد تا عینِ گردد، بلکه او کلمهی والای او و نشانهی بزرگ او است.»
و ما پیش از این در جای دیگری سخن را برای تو تبیین کردیم تا آن را بازشناسی – اگر خدا بخواهد -؛ و اقامهی نماز به صورت فرادی مقرر نگشت مگر برای تجرّد آن از نگریستن به مراتب بلند، و سلوک در مراتبِ انوارِ مجرّد و همانا خداوند متعال فرموده است: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید»؛ و مستی همان غفلت و نادانی است.
پس به پیراسته دانستن نفس از وابستگیهایش و بریدنِ آن از دلمشغولیها فرمان داد، تا باشد که مهیا و مستعد برای پذیرشِ مواهب الهی گردد؛ چرا که چون نمازگزار خویشتن را هنگام ذکرِ شکوه، جبروت، عظمت و سلطنت الهی حاضر گرداند و به مراتبِ عالیه،




