آنچه یاد کردی و در زمین محصورش ساختی و پارهپارهاش نمودی و احکامِ جهانِ پدیداری و تباهی را بر آن جاری کردی، و دیدهی خویش را از آسمان و عالمِ عقل تهی ساختی و آن که به قدرت و توان و سلطنت و عظمت و جلال و هیبت بر کل احاطه دارد،.هیچ مکانی از او تهی نیست، و هیچ زمانی او را در حصار نمیکشد و هیچ هنگامی بر او احاطه نمییابد.
او در همه چیز است و بر همه چیز محیط؛ در جهانِ عقل، جهانِ غیب، جهانِ شهود، جهانِ نور و جهانِ بَشَری، یگانه است و از هستی خویش دگرگون نمیشود، هرچند که بر دیدگان پدیدار گردد. ظهورش قدرت و رحمت است، و نهان بودنش احسان و بزرگی. به سببِ مشاهدهی آسمانش، از زمینِ خویش غایب نمیشود، و به واسطهی مشاهدهی زمینش، از آسمانِ خویش دور نمیگردد.
از آن که او را شناخته غایب نمیگردد، و آن که او را یگانه دانسته، انکارش نمیکند. دیدارش بر آن که او را با دیدهی بصیرت شناخته، دگرگون نمیشود، و شناختش از آن که او را با عقل محقق ساخته، پنهان نمیماند. بر همگان به یک ظاهر واحد پدیدار گشت؛ در یک آن، یک زمان و یک وقتِ واحد.
هیچ چیزی او را از چیز دیگر پنهان نمیکند و هیچ حجاب و پردهای میان او و پدیدهای حائل نمیشود.




