مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اصـیـفـر - محمد بن شعبه حرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 36 من 81

به واسطه‌ی اشارت چنان‌که گوییم: انسان صاحبِ نفسی گویا ، عاقل ، بازشناسنده و درک‌کننده‌ی حقایق است. و تفاوت میانِ سخنگو وسخن آن است که سخنگو گوهری ارجمند و والاست، و سخن عرض است؛ و عرض به خود برپا نباشد بلکه به دیگری استوار است، و آنچه به دیگری برپاست، دلالتی حقیقی ندارد؛ چنان‌که امیرالمؤمنین(عزّ عِزّه) فرمود: «نطق او را آشکار نسازد و معنا بدو نرسد.» پس گویی اشارتِ او بر آن چیزی واقع گشته که در باطنِ انسان است و آن شریف‌ترین است؛ همان که به «انسانیت» بدان راه جسته می‌شود .

و همانا کالبدهایی که در قلمروِ حس درآیند، نسبت به «حال» اَعراض هستند، و حال همان گوهری است که مقصودِ اشارت است، و اوست که به گوهر پاینده و باقی است، نه به اعراض؛ چرا که اعراض به دیگری برپایند و برای دیگری هستی یافته‌اند، و جواهر به خویشتن برپایند و در هستیِ خود از سوایِ خویش بی‌نیاز هستند؛ و آن‌ها در ذاتِ خویش حقایقی هستند که با اشارت آهنگِ ایشان می‌شود، و از این رو گفته شده: «خدا را نشناسد مگر آن که از او یا از نورِ ویژه ی او باشد.» و گویی تو هرگاه گفتی: «صورتِ مَرئی»، پس لفظ را بر آنچه در قلمروِ حس واقع شده، نشاندی.

و چون آنچه را به حسِ خویش دریافته‌ای، بپیرایی و آن را به‌گونه‌ای مجرد تعقل نمایی، با بازگشت به ذاتِ عقلانیِ خویش، امرِ مجرد را درک کرده‌ای؛ پس به هنگامِ تجریدِ صورت

الصفحة 36 من 81