مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اصـیـفـر - محمد بن شعبه حرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 35 من 81

و باطن، بخش‌های متعددی است همچون انوارِ مجردِ آسمانی و آنچه در رتبه از آن فروتر است، همچون عقل‌ها و جان‌هایِ منسوب به آدمیان، و افعالِ قوایِ نفسانی؛ چرا که این‌ها نیکی‌هایِ آشکار در برابرِ دیدگان هستند و آثارِ فعلِ ایشان در پهنه‌ی هستی پدیدار است؛ و گواهیِ قرآن بر آن‌ها، خود تحقیقی بر این معناست؛ بدان سبب که افعالِ آن‌ها و آنچه از شگفتی‌ها و کردارها که به طور مطلق بر «صورتِ هستی» دلالت دارد، بر حواس عیان می‌گردد.

پس انوارِ مجردِ پیوسته به معبود، همان صورتِ «باب» و صفت و نعت و حقیقتِ او، و جایگاهِ جُستنِ او و راهِ خداوند به سوی هدایتِ اوست؛ و انوارِ درک شده و انواری که به حواس درک می‌شوند، مَثَلی و صورتی برای آن «صورتِ معقولِ هستی» هستند؛ صورتی که برپادارنده‌ی حقیقتِ هستیِ است، همان که به غایتِ تجرید، مجرد گشته است.

پس گویی گوینده چون گوید: «صورت مَرئی، همان غایتِ کلی است»، همانا به کلیتِ آشکارِ هستی نگریسته و از کلیتِ باطنیِ آن بازایستاده است؛ چرا که ظاهرِ هستی همان «صورت مَرئی» است و باطنِ هستی، حقیقتِ صورت است. پس گویی او به باطنِ آن مجردِ معقولِ برآمده از نَفْس اشارت کرده، و صورت را نه به حس و ابزارهای بدنی، بلکه به عقل و نَفْس، مَرئی و دیدنی ساخته است؛ چرا که صورت جز ذاتی و حقیقتی که بدو آهنگ شود، نیست.

الصفحة 35 من 81