هیچ حامل و پذیرندهای نیست و از آنچه هستی بخشیده، بینیاز است. و آن صورتی که نور و ضیاء و ظل از آن فیض مییابد،هیولی هيولات و بُنمایهی جنبشها و فاعلِ تمامیِ مفعولات است.
ای برادرِ نیکوکردار که خداوند ما و تو را بدانچه خشنود است توفیق دهد بنگر به کلامِ خدای متعال که: «هر که را خدا هدایت کند، پس او هدایتیافته است»؛ و این گفتار که: «همانا تو هر که را دوست بداری هدایت نمیکنی، ولیکن خدا هر که را بخواهد هدایت میکند و او به هدایتیافتگان داناتر است.» و بنگر به کلامِ پیامبر(عزّ عِزّه) که: «هر که را قرآن راه ننماید، خداوند او را هدایت نکند»؛ و این سخن که: «هر که به واسطهی انوار هدایت نجوید، گمراه است»؛ و این کلام که: «در هر چه اختلاف کردید، آن را بر کتابِ خدا عرضه بدارید»؛ و بنگر به کلامِ خداوند«دانایِ غیب و شهود» پس غیب، همان هستیِ مجرد از مادهها و صورتهاست، و شهود ، همان جهانِ نور و نامهیِ گشوده و سرایِ آبادان و دریایِ برافروخته، و حقیقتِ هستی و ظهور، و برانگیختن و رستاخیز و برهانی بر آن رازِ پنهانِ پوشیده است.
و بدان که خداوند تو را خیر آموزد که نور بر دو بخش است: آشکار و پوشیده .
پس باطن به بخشهایی منقسم میگردد، چنانکه ظاهر نیز به بخشهای بیشمار تقسیم میشود؛ پس نورِ ظاهر، اقسامِ گوناگونی دارد؛ همچون نورِ خورشید و ستارگان و انواری که از آنها بهره گرفته میشود.




