« در وجوبِ ایمان به صورت و باطنِ آن، با یکدیگر »
و خداوند میفرماید: «و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ بندد؟» و فرمود: «و دربارهی خدا جز حق مگویید»؛ و مولا(عزّ عِزّه) فرمود: «دروغ، از ایمان برکنار است.» پس چگونه روا باشد برای کسی که ادعای ایمان دارد، که خدا را بشناسد و مراتبِ قدس و انوارِ او را تنها با نقل و اخبار و تقلیدِ تهی که از معرفت رشد خالی است محقق سازد؟ حال آنکه خداوند میفرماید: «آیا در قرآن تدبّر نمیکنند یا بر دلها قفلهای آن زده شده است؟»
و گواهی دادن، چنان است که دربارهی نماز گفته شده که همانا غایتِ حقیقتِ پیوندِ عارف به خداست، و به هنگام کمالِ آن، رسیدن به سرمنزلِ مقصود از معرفت است؛ و مولا (عزّ عِزّه)میفرماید: نمازگزار با پروردگار خویش به راز و نیاز مشغول است. و تحقیق برای آنچه بتوان به آن رسید مولای ما جعفر صادق(عزّ عِزّه) فرمود: نامها مرزها و کرانهها هستند وصفات بندگانی خرد و «صورت» صفتی از صفتهاست، نه ذاتی که محیط بر «ذات» باشد و نه به خود برپا است ، بلکه به پدیدآورنده و آشکارکنندهاش برپاست.




