اوست که به سویِ بهشتش کشیده شده و رازِ هویدایِ او برای آفریدگانش و تدبیرگرِ آنچه در مُلکِ اوست و برانگیزندهی ارواحِ مردمانش؛ و اشارت بدو گشته در این سخن که: «آنان را بر آفرینشِ آسمانها و زمین گواه نگرفتم و نه بر آفرینشِ خودشان.»
و همچنین تو را بدین کلام آگاه ساخت که: «ای کلّ، ای ازلی که همواره بودهای» و بدین گفتار که: «و از او بردمید آنچه در او غروب میکند.» و همانا آن حقیقت به صورتی شهود گشت که در پیشگاهِ تمامیِ موجودات حاضر است و در قدرتِ عظمی و کبریا یگانه گشته، از تمامیِ صورتها جُدا است؛ ذاتِ آن، ذاتی است نورانی، احدی، ابدی، سرمدی، قدسی و جبروتی.برای آن آغازی شناخته نیست و هیچ سرانجامی بر آن احاطه ندارد.
خدای متعال فرمود: «هیچ کس در آسمانها و زمین نیست مگر آنکه بنده به سوی خدای رحمان میآید؛ همانا او ایشان را به شماره درآورده و به دقّت عدد نهاده است.» پس در آن هنگام مقصود خویش را از این «صورت» محقق ساختهای و به معرفتِ «مجردات» و «معقولات» نائل گشتهای؛ و دانستی آنچه را که بدان به سوی مطلوب خویش از شناختِ آن صورتی که تمامیِ صورتها از آن فیض یافته راهبری شوی. آن عالِم که عزتش مستدام باد در کتابِ «الأَسْوَس» فرمود: صورتی که او را صورتگری نیست، و صورتی که او را صورتگری است. و بغدادی گفت: او هیولی است و تمامیِ خلق، صورتِ اوست.




