گفتیم: آری.
فرمود: آیا نه چنین است که «علی» حروفی است گسسته و پیوسته ؟
گفتیم: آری.
فرمود: و «الله» نیز حروفی است گسسته و پیوسته؟
گفتیم: آری.
فرمود: هر آن کس گمان بَرد که حروفِ «الله» همان خداوندِ غایت است، کافر گشته؛ و هر که پندارد حروفِ «علی» همان خداوند است، بیتردید کفر ورزیده است.
گفتیم: این حقیقت را بر ما تفسیر بفرما.
فرمود: همانا نامِ «علی» سه حرف است و «معنا» یکی است، و آن غیرِ اسم است؛ و «شیء» همان جسم است، و «معنا» همان نوری است که سرآغازِ جسم از آن است؛ و غایتِ شیء همان «نفس» است، چرا که نفس، نورِ جسم است و روح در«نفس» است، نه در «جسم»؛ و خداوند، آشکاری است که در پردهای میانِ پردهای دیگر است، و اگر در یک پردهی یگانه ظاهر میشد، هر صادر و واردی او را میشناخت؛ و خداوند والاتر از آن است که در خانه و بیتی کثیف و کدِر فرود آید، بلکه او در «نفسِ محذره» خویش که از آن برحذر داشته و همان «غایت» است فرود میآید و خویشتن را در «ناسوت» آشکار میگرداند؛ و این همان کلام اوست که: «و خداوند شما را از نَفْسِ خویش برحذر میدارد»؛ و غایت، نخستینِ مقاماتِ الهی است.




