واسطه و از غایت سخن گوید ، و غایت، همان پوشیده و محجب به حجاب بشری آدمی میباشد.
سپس محمد بن سنان علیه السلام گفت: سرور و مولایم که عزّتش مستدام باد به من فرمود: خداوند، باطنی است که درک نشود، و ظاهری است که در گنجایش عقل نگنجد؛ پس مظهر و آشکارگیِ خداوند، همان اوصیا هستند؛ پس این حقیقت را به نیکی پذیرا باش.
گفتم: ای سرورم، آن را بر من بازگو.
فرمود: باطنِ خداوند، غیبی است که درک نگردد، و ظاهرش، همان انوار اوست که از حجابهای او برمیآید و آنان همان اوصیا هستند.
سپس محمد بن سنان علیه السلام به ما گفت: بر خداوند راه ننماید و دلالت نکند مگر کسی که از او، یا از نورِ خاصّ او باشد.
گفتیم: ای رحمت خدا، آن را بر ما بازگو.
گفت: آری، بر خداوند دلالت نکند مگر کسی که از او باشد.
گفتیم: ای رحمت خدا، آن را بر ما بازگو. پسفرمود: آیا نمیدانید که محمد با گفتارِ خویش که هر که من مولای اویم، علی مولای اوست، بر علی دلالت کرد؛ یعنی بر «معنایِ» او. و محمد بر خداوند دلالت نمود، چرا که او از وی و از نورِ او بود؛ آیا این را دریافتهاید؟




