سپس فرمود: آیا چنین نیست که هرگاه بدو مینگرید، به آفریدهای همچون خویش مینگرید که او را بازمیشناسید؟ با نام و صفت و كنیه و نسبش؟
گفتیم: آری.
فرمود: چگونه پنداشتید كه او همان خداست، حال آنكه «دیدگان او را در نیابند و او دیدگان را در مییابد»؟! سپس گفت: آیا نه چنین است كه خداوند، باطنی است در پرده كه در شهودِ دیده نیاید؟
گفتیم: آری.
فرمود: پس آن باطنِ در حجاب كه به دیده نمیآید، همان خدای قدیم و ازلی است كه او را نه شریكی است و نه نظیری، و نه ضدّی و نه همتایی است.
گفتیم: راست گفتی.
فرمود: پس آیا این «معنا» را نامی هست؟
گفتیم: نامِ این معنا چیست؟ ما را آگاه ساز.
فرمود: همانا «علی» نامی برای آن «معنا» است، و معنا غیر از اسم است.
گفتیم: آیا معنا همان غایت است؟ فرمود: معنا آن حقیقتی است كه در پسِ غایت محتجب گشته، و غایت همان ازلِ قدیم است؛ زیرا خداوند در هیچ زمانی از زمانها تجلی و ظاهر نمیشود مگر به واسطهی یک «غایت» و «معنا» همان ناطق و سخنگویی است که به




