پس عرض کردم: «ای سرور من، از شما درباره آنچه در خاطرم گذشت میپرسم؛ درباره ظهور و تجلّیِ معنا برای آفریدگانش به صورتی یا بخش بخش میگردد؟ یا از کیان و هستیِ خویش دگرگون میشود؟ یا در خردها به حرکت و سکون متوهم میگردد؟ و چگونه است ظهورِ غیب برای خلقِ ناتوان؟ و آفریدگان چگونه توانِ نگریستن به آفریدگار را دارند؟ و خلق چگونه هستیِ او را درمییابند؟».پس مولای ما که قدرتش والاست فرمود: «ای مفضل، {به راستی در آفرینشِ آسمانها و زمین، و در پیِ هم آمدنِ شب و روز، نشانههایی است برای صاحبانِ عقل و خرد}». ای مفضل، دانش ما بسیار دشوار و سخت و رازِ ما رازی پنهان و بسیار پوشیده و راهش بسیار ناهموار و دشوار است، که جز در دل اهلش مکان نگیرد؛ و هیچ یک از اهل شناخت را روا نیست که آن را آشکارا و رودررو ترجمان باشد؛ چرا که آن رازی است که زبان را یارای تعبیر از آن نیست و سخن از آن نتوان گفت مگر به زبانِ اشارت نه گفتن به صراحت.




