«ای مفضل، تمامتِ نامهایِ «اسم» بر «باب» واقع شدهاند؛ چرا که او همان مقامِ وحدانیت است و کالبدِ حروفیِ او (شخصه من الحروف) حرفِ «یاء» است.
و این بدان سبب است که چون «اللهِ واحد» او را بیافرید و مولاعزّوجلّ بر او تجلی کرد و او را فراخواند، پس او اجابت کرد و مولا او را برپای داشت؛ و نیز بیست و هشت حرفِ الفبا (حروف المعجم) را بیافرید و بر آنان تجلی فرمود و ایشان را خواند و آنان نیز اجابت کردند و بر مولایِ خویش سجده برده و او را بزرگ داشتند. اما «الف» از سجده بازماند، پس مولایش او را ندا داد در نسخهای: بدو فرمود: ای الف، چه چیز تو را از سجده بازداشت؟ چرا همچون دیگر حروف سجده نکردی؟ گفت: ای سرورم، همانا تو فرماندهی و من فرمانبر (المأمور)، پس در انتظارِ فرمانِ تو ماندم. و او آخرینِ حروف بود؛ پس مولایش در نسخهای: آن «معنا» (المعنى) بدو فرمود: تو آخرینِ ایشان بودی، پس تو را نخستینِ آنها گردانیدم، و «یاء» را آخرین قرار دادم و آن را به سوی تو بازگرداندم (عطفتُها علیک) تا نگاهبانش باشی و بدان مدد رسانی.




