نمود تا او را بشناسند؛ پس آن، صفتِ نفس است و نفس صفتِ ذات است. پس اسم، اختراعشده از نفسِ نورِ ذات است (در نسخهای نیامده است)؛ و از همین روی «نفس» نامیده شد، به سببِ سخن خدای تعالی که: {و خداوند شما را از نفسِ خویش برحذر میدارد}، و همانا شما را برحذر داشت از اینکه او را نوپدید (محدث) و ساختهشده (مصنوع) پندارید، همچون دیگر نوپدیدها و ساختهها؛ زیرا نورِ ذات، قدیم است و نه پدید آمده و نه ساخته شده ؛ پس اسم از آن نور تکوین یافت(در نسخهای نیامده)، و اگر آن نور حادث میبود، هرآینه ذات نیز حادث میگشت و این عینِ کفرِ صراح واضح است.(در نسخه ای موجود نیست) بدان ای مفضل، که میانِ «احد» و «واحد» تفاوتی نیست مگر بسانِ میانِ حرکت و سکون و میانِ «کاف» و «نون»؛ چرا که او به نورِ ذات و آن احدی که به حدّ درنیاید پیوسته است؛ زیرا او غایتِ هر آن کسی است که آهنگِ او کند و نهایتِ هر آن کسی است که او را جوید. و «باب» در مرتبهای فروتر از «اسم» است و فروتر از آن، دیگر مراتب قرار دارند.




