از ذات است بی هیچ دگرگونی، یا کاهشی در آن به هنگامِ ظهور، و نه أفزون گردد آنگاه که پنهان شود؛ پس او در غیبِ خویش غایب است بدون إستتار، و از او تابان است بدون إظهار، و جداست بدون إنفصال، و در او داخل است بدون إتصال؛ همچون شعاع از قرصِ خورشید یا بسانِ سایه (الفيء) از جسم. ای مفضل، سرورِ توست که اسمِ اعظم و مشیتی را که اشیاء را پدید آورد اختراع نمود، و به هنگامِ اختراعِ اسم، در نور نه فزونی پدید آمد و نه کاهشی؛ پس اسم از نورِ ذات است بی هیچ کاستی، و از او ظاهر است بی هیچ تجزیه، به سوی مولایش میخواند و به سوی معنایش روان است؛ و این به هنگامِ تغییرِ هر آیین و شریعتی است برای اثباتِ حجت و اظهارِ دعوت؛ تا اقرارِ اقرارکننده را استوار سازد و منکر را در انکارش واگذارد؛ پس اگر مولا از دیدگانِ خلقِ خویش غایب گردد، همانا ایشان محجوباناند و به غیبتِ او آزموده میشوند (در نسخهای نیامده است). پس صورتی که اسم بدان ظاهر میشود از روشناییِ نورِ اوست، برتر از در نسخهای: سایهی روشناییِ او روشناییِ اوست که بدان برای خلق تشخّص یافت تا در او بنگرند، و ایشان را به آفریدگارشان (الباری) راه




