و برپای میدارد (در نسخهای نیامده است). و از آنرو که آن صورت، هیولایِ هیولاها، و بنیادِ جنبشها، و قدمتبخشِ ازلیات (مؤزلة الأزليات)، و آشکارکنندهی معجزات و قدرتهایِ خیرهکننده است؛ ظاهرش به باطنش گره خورده است، چنانکه فرمود: «ظاهرِ من امامت و وصایت است، و باطنم غیبی است که درک نشود». و سخنِ حق که: {و بدانچه ورای آن است کفر میورزند، در حالی که آن حق است و تصدیقکنندهی آنچه با ایشان است}؛ و این بدان سبب است که آنان اقرار میکنند که او امام است و دانشِ او ربانی است؛ اما چون به ایشان گفته شود که او «معنایِ معانی» و «پروردگارٍ صمدانی» است، روی برمیتابند و کافر میشوند. و این است سخنِ اسم او در تنزیل: {و آنان را میبینی که به سویِ تو مینگرند، در حالی که نمیبینند} و «بدو ایمان میآورند در حالی که بدو کافرند»؛ و این بدان روست که آنان به غیبی ایمان دارند که دیده نمیشود، و هر که آنچه را دیده نمیشود بپرستد، بسا که هیچ چیز را نپرستیده باشد. پس چون آنان را به ذاتِ خویش راه نمود و به معنویتِ خویش تصریح فرمود، بدو کافر گشتند و او را پرورده و آفریده (مربوب) پنداشتند.




