و صورتِ اَنزَعی، او ذات روشنایی و سایه است و او همانست که در روزگارِ قدیم دگرگون نگشته و در گذرِ روزگاران و زمانها تغییر نپذیرفته است؛ پس ظاهرِ او همان صورتِ اَنزَعی و باطنش مقامِ معنویت است. و اسمِ اعظم که همان واحد است برآمده (مخترع) از نورِ ذات است؛ همان که حجابِ ذاتِ اوست، نوری که چون پدیدار شود، دیگر انوار در برابرش ثبوت ندارند، و چون تجلی کند، هیچ نوری پیشِ روشناییِ (ضياء) او تاب نیاورد. و ذات را با هیچچیز آمیزش (ممازجة) نیست، و هیچ وهمی بر او احاطه نیابد، و از جایگاهِ خویش دگرگون نشود و از زمان خود که وجودش در جایگاه أزمنه نگنجد زوال ناپذیر است؛ غیبی است دستنایافتنی (ممتنع) از اینکه چیزی او را دریابد. و آن صورتی را که آشکار ساخت، برایِ ثبوتِ هستیِ خویش هویدا نمود؛ آیا سخنِ خدای تعالی را نشنیدهای که : {پس چون بدان رسید، از کرانهی وادیِ ایمن در آن جایگاهِ بابرکت، از میانِ درخت ندا داده شد}؛ آیا آن درخت را ندیدی که ریشهاش در زمین استوار و شاخهاش در آسمان سرکشیده است؟ ای مفضل، چون قدرت همراه با اشاره از آن صورت پدیدار شود، پس ذات است که آن را هویدا میسازد




