پس فرمود: «ای مفضل، اینها صفتِ (در نسخهای: صفاتِ) نور، و پیراهنهای ظهور، و معادنِ اشاره، و زبانهای بیاناند؛ شما را بدانها از خویش در حجاب کرد و از آنها به سوی خویش راه نمود؛ نه آنها اویند و نه او جز آنهاست؛ پوشیده شده به نور و به تجلّی آشکار است، هر کسی او را به قدرِ معرفتِ خویش میبیند و به اندازه توانِ خویش در او مینگرد، پس برخی او را نزدیک بینند و برخی دور». «ای مفضل، همانا این صورت، قدرتِ آن قدیر و نورِ آن منیر (نور دهنده) است؛ و ظهورِ سرورت رحمتی است برای آن که ایمان آورد و اقرار کرد، و عذابی است بر آن که حاشا کرد و نشناخت در نسخهای دیگر: انکار ورزید (أنکر)، و ورای بالا ،پشت او هیچ غایت و نهایتی نیست» گفتم: «ای سرورم، پس آن «واحد» (در نسخهای: چیست حدّ) که همان محمد است؟».پس فرمود: «اوست «واحد» چون نامیده شود، و «محمد» چون به وصف درآید».گفتم: «ای سرورم، پس علی چه مقامی دارد؟».




