ای مفضل، بر تو واجب است بدانی که آن صورتِ اَنزَعیه که فرمود: «ظاهرِ من امامت و وصایت است و باطنم غیبی است که درک نشود»، «نه تمامیّتِ آفریدگار است و نه آفریدگار غیر از اوست»؛ بلکه او همان اثبات و ایجاد، و عیان و یقین است. و در نسخهای: إعيان و ایقان ، نه او به گونهیِ جمع و کلّ است، و نه به طریقِ حصر و احاطه». پس عرض کردم: «ای سرورم، بر شرح و تبیین بیفزای؛ که من از فضل و نعمتِ شما چندان دانستهام که در برابرِ وصفِ اندکی از اوصافِ شما ای مولای من خود را ناتوان میبینم». پس فرمود: «ای مفضل، از هر آنچه خواهی بپرس». عرض کردم: «ای سرورم، آن صورتی که بر فرازِ منبرها دیده شد و از ذاتِ خویش به سویِ ذاتِ معنویِ خویش فرامیخواند و به مقامِ «لاهوتی» تصریح میکرد، به من فرمودید که او تمامیّتِ آفریدگار نیست و آفریدگار نیز جز او نیست؛ پس مرا چگونه راهی به شناختِ این مقام باشد؟»




