گفتم: «ای سرور من، بر من بیفزای و سینهام را فراخی بخش ؛ تا بدان هر آن که به من نزدیک است و به زندگانیام مینگرد، زنده شود». پس فرمود: «تو را آگاه گردانم به حقیقت ایمانی که هر کس به تو نزدیک شود و هر که به نورِ من گام بردارد، بدان زنده شود». سپس فرمود: «ای مفضل، همانا ظهورِ ازل در میانِ آفریدگانش شگفت است، و بدان آگاهی نیابد مگر دانشمند مطلع و آگاه . و بهراستی که این قطعا امری دشوار است. و بدان که ذات را نباید نور خواند؛ چرا که او روشناییبخشِ هر نوری است، و همانا سرورِ تو، آن ازل، بیآنکه اندیشهای یا وهمی در او راه یابد، به اظهارِ مشیت و آفرینشِ مشیت برای هر چیز اراده فرمود، و آن همان «میم» و «سین» است. پس از نورِ ذاتِ خویش نوری تابان و درخشنده برتاباند که دیگر انوار در برابرش پایدار نمانند، و ظاهر کرد نور، روشنایی را، که از آن نور آشکار نمی شود به جهت شدت روشنی ، و آن روشنایی، سایهای پدید آورد؛ پس صورتِ وجود را در روشنایی و سایه الضیاء و الظل برپای داشت.




