به حق گواهی داد، در حالی که آنان میدانند} او پیش از هر پیش بود، و پیش از آنکه پاسخ دهندهای پاسخ گوید پاسخگوبوده است؛ آنگاه که هیچکس جز او نبود، و پیش از مکان بود، آنگاه که مکانی نبود جز مکانِ او؛ و اوست تا بینهایت؛ از حالی به حالی دگرگون نمیشود و از آنچه در کیان و هستیاش بود، باز نمیگردد، و نه شهود و عیانش ، وی را از کیانش دگرگون میسازد. او ازلی است زوال ناپذیر، و زندهای است که دگرگون نمیشود؛ بلکه او بر هر معلولی چیره است؛ بینیازی است که به چیزی محتاج نگردد تا از آن یاری جوید، و به غیری منتسب نشود تا بدان شناخته گردد؛ بلکه او، اوست، آنگونه که اوست، و آنجا که بود و هیچ نبود مگر او. و بدان ای مفضل، که ظهور کمالِ بطون است و نطق(سخن گفتن) کمالِ خاموشی، و فعل کمالِ نیرو (تمام القوة) و در نسخهای: و نیرو کمالِ فعل است؛ و هرگاه حکمت در نهانِ خویش تام نباشد و در ظهورِ خویش کامل نگردد، حکمت از سوی حکیم ناقص باشد، هرچند که او قادر و توانا باشد.




